پخت و پز

«جنبه‌های روانی، اجتماعی، سیاسی»Coocked 1st ed. cover

اثر: مایکل پولان

گزینش و ترجمه: آرش حسینیان

Penguin Books; Reprint edition 2013

چاپ اول،۱۳۹۴

جلد اول، ۴۰ صفحه

در دست چاپ


فرازهایی از متن کتاب:

*از نظر تاریخی، پخت‌وپز با آب، بعد از پخت‌وپز با آتش به وجود آمد؛ زیرا انسان باید منتظر می‌ماند تا ظروفی اختراع شود که بتوان آنها را بر روی آتش گذاشت، و این دست‌ساخته‌ی فرهنگِ بشر تنها ده هزار سال پیش به میدان آمد.

*غذا، بیش از همه با حواسِ لامسه، بویایی، و چشایی درک می‌شود، و در فرهنگ سنتی، اینها در سلسله‌مراتبِ حواس، پایین‌تر از بینایی و شنوایی قرار می‌گیرند- یعنی دو حسی که غالباً گمان می‌رود افزایشِ دانش و شناخت از طریق آنها صورت می‌گیرد. در بخش اعظمِ فلسفه، مذهب، و ادبیات، غذا عمدتاً با بدن، حیوان، زن و اشتها تداعی شده است- یعنی چیزهایی که مردانِ متمدن سعی کرده‌اند با دانش و منطق بر آنها چیره شوند. و به این دلیل چیزهای بسیاری را از کف داده‌اند…

*در جهانی که تعداد ما افرادِ متعهد به پخت‌وپز به این اندازه اندک است، پخت‌وپز نوعی اعتراض علیه تخصص‌محوری و حسابگرانه‌ساختنِ کلِ زندگیمان است؛ همینطور علیه دست‌اندازیِ بازار به آخرین حوزه‌های باقی‌مانده از زندگی‌مان. پخت‌وپز کردن، در واقع اعلامِ استقلال و عدمِ وابستگیِ‌ ماست به ابرشرکت‌هایی که به دنبالِ نقشه‌کشی برای هر لحظه‌ از زندگی‌مان، و قالب‌کردن چیزی به ما برای مصرف‌کردن هستند.

* از نگاه برخی مخاطبان، هرگاه که یک مرد در باب اهمیتِ پخت‌وپز صحبت می‌کند، ظاهراً قصد دارد ساعت را به عقب برگرداند و زنان را به آشپزخانه‌ها برگرداند. اما این اصلاً آن چیزی نیست که من در ذهن دارم. من به این نتیجه رسیده‌ام پخت‌وپز بسیار مهم‌تر از آن است که به یک جنس یا یک عضو از خانواده سپرده شود؛ لازم است تا مردها و بچه‌ها هر دو پا به آشپزخانه بگذارند، و نه فقط به دلیل رعایتِ انصاف یا برابری، بلکه به این دلیل که با بودن در آنجا چیزهای بسیاری بدست می‌آورند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *