جستجوی بیمارگونه‌ی سود و قدرت

اثر: جوئل باکان، هارولد کروکس، مارک آکبار

ترجمه‌ی دانیال قارونی، آرش حسینیان، مهدی حسینی

فیلم (140دقیقه) به همراه کتابچه: 7500 تومان

موضوع: اقتصاد، سیاست، تاریخ، جامعه‌شناسی

تلگرام خرید: Hoseinian_Arash@


معرفی اثر:

یک ابرشرکت، گروهی از افراد نیست، بلکه به طور قانونی و حقوقی، یک شخص محسوب می‌شود و دارای بسیاری از حقوق قانونی یک شخص است. یعنی می‌تواند ملک خرید و فروش کند، پول قرض بگیرد، شکایت کند یا از آن شکایت شود، دست به تجارت و دادوستد بزند و به همین منوال.

کسانی که یک ابرشرکت را اداره می‌کنند، در قبال سهام‌داران آن ابرشرکت، قانوناً تنها یک وظیفه‌ دارند و آن پول در آوردن است. در صورت کوتاهی در انجام این وظیفه، سهام‌داران اجازه دارند که از مدیران شرکت شکایت کنند. بنابراین قانون حکم می‌کند که ابرشرکت تنها سود شخصی خود را پی بگیرد (و سود شخصی ابرشرکت را با سود شخصی سهام‌دارانش یکی می‌داند). در این شرح وظایف، هیچ اشاره‌ای به مسئولیت در قبال منافع جامعه نشده است... بنابراین قانون، یا نسبت به نگرانی‌های اخلاقی و اجتماعی بی‌تفاوت است، یا حتا آن‌ها را مانع دستیابی ابرشرکت به هدف نهایی‌اش می‌داند.

اشکال اعطای حقوق برابر به شهروندان و ابرشرکت‌ها آن است که این ابرشرکت‌ها به شهروندان شباهتی ندارند. به قول «بارون ترلو»، "آنها نه وجدانی دارند که بیدار شود و نه جسمی که به زندان افکنده شود." این ابرشرکت‌ها نسبت به چه کسی مسئولیت دارند؟ اصلاً «مسئولیت پذیری» چه معنایی دارد؟