اعتیاد به پورنوگرافی اینترتی و تغییرات تنانی و روانی همراه با آن 

مجموعه‌ی دوجلدی اثر گری ویلسون 

ترجمه‌ی آرش حسینیان

چاپ اول: بهار 1398

جلد اول / 25 هزار تومان

جلد دوم/ 25 هزار تومان


This is a Persian translation of

Your Brain on Porn

Internet pornography and the emerging science of addiction

by Gary Wilson

Commonwealth Publishing, second edition. 2017


شرح‌حال‌هایی از متن کتاب (جلد اول)

اکثر روزها من بقدری خودارضایی می‌کنم که در انتهای روز، وقتی به ارگاسم می‌رسم دیگر مایعی برای بیرون‌آمدن باقی نمانده است. تمام روز را خودارضایی کردم. شوخی نمی‌کنم اما در هر روز شش بار یا بیشتر خودارضایی می‌کردم. می‌توانم بگویم که زندگی‌ام به کلی به هم ریخته بود و تمام تاثیرات منفی پورن برایم ده‌برابر شده بود. می‌دانستم که پورن و خودارضایی در حال تاثیرگذاری بر من است. اما من در وضعیت انکار بودم و فکر می‌کردم به پورن که نمی‌توان معتاد شد.


 

***

 

 من فکر می‌کردم که این به علت لیبیدو و شور جنسی فراوانم است که این مقدار پورن نگاه می‌کنم. حال می‌دانم که در اشتباه بودم. من به آن معتاد شده بودم. در آن دوره، من به ندرت بیرون می‌رفتم و تقریباً هیچ ارتباطی با زنی نداشتم.

 

***

 

پیش از آنکه پورن را کنار بگذارم 24 ساعت هفت روز هفته را با احساسی افتضاح می‌گذراندم. هیچ انرژی در خودم احساس نمی‌کردم و سطح انگیزه‌ام نیز صفر بود. من همه‌ی ساعات هر روزم را در حالت رخوت و سستی بودم. درست غذا نمی‌خوردم، ورزش نمی‌کردم، و اهمیتی به بهداشت شخصی‌ام نمی‌دادم. در موقعیتی که قرار داشتم بسیار دشوار بود که بتوانم بیش از سه دقیق ایستاده بگذرانم چه برسد به انجام کاری مولد. من حالا بیش از یک ماه است که پورن را کنار گذاشته‌ام و احساس بسیار بهتری دارم.

 

***

 

همه‌چیز از زندگی اجتماعی‌ام گرفته تا سلامت بدنی‌ام بواسطه‌ی این اعتیاد آسیب دیده است. بدترین بخش موضوع این بود که من پیوسته موضوع را در ذهنم از طریق گفتن اینکه این برایم سلامتی‌بخش است و دست‌کم یک ماده‌ی مخدر نیست توجیه می‌کردم. در واقعیت، این اعتیاد بدتر از هر ماده‌ی مخدری بود که مصرف کرده‌ام. و ناسالم‌ترین فعالیتی‌ست که تا به حال تجربه کرده‌ام.

 

***

 

حین افراطی‌ترین دوره‌ی اعتیادم به پورن، من هرگز کاری را دنبال نمی‌کردم. برایم رفتن به سر کار بسیار دشوار و ناگوار بود و هرگز در خودم انگیزه‌ای برای مراوده‌ی اجتماعی با دوستان و خانواده احساس نمی‌کردم. به ویژه در مقایسه با رسم و رسومات پورن‌بینی‌ام که به من لذت و تحریکی بیش از هر چیز دیگر می‌داد. همراه با از بین رفتن این اعتیاد، حالا چیزهای کوچک نیز واقعاً مرا شاد می‌کنند. حالا در طول روز بسیار می‌خندم و بی هیچ دلیلی لبخند می‌زنم و در اغلب لحظات با روحیه‌ای خوب در محیط‌ها حضور دارم.

 

***

 

من فکر می‌کردم که یک فرد بدبین هستم اما واقعیت این بود که من صرفاً یک معتاد بودم.